دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

11

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

فصل اوّل آل جلاير ، آل مظفر و سربداران 1 - آخرين حكام چنگيزى پايان امپراتورى ايلخانى در ايران به فترتى منجر شد كه به هرحال عنصر قدرت را تضعيف كرد و نيروهاى مختلفى را براى اعمال قدرت در دولت وارد صحنه نمود ( خود امپراتورى در ايجاد اين فترت مؤثر نبود ) . رقيبان درگير سه دسته بودند : بارزترينشان شاهزادگانى از شاخه‌هاى مختلف سلسلهء چنگيز خان بودند كه آرزوى بازگرداندن حكومت متمركز مغولان را در سر داشتند . پاره‌اى از اقدامات آنان در نتيجه ابتكار شخصى بود و بخشى ديگر از مقام سركردگيشان مايه مىگرفت كه در پشت پرده از سوى صاحبان قدرت و گروههاى مشروع پشتيبانى مىشدند . دومين دسته ، نمايندگان سلسله‌هاى محلى و يا خاندانهاى عاليمقام بودند كه در كسوت فرماندهان نظامى و مستخدمان عاليرتبه دولتى ، در خدمت ايلخانان قرار داشتند و يا رهبران اتحاديه‌هاى مقتدر ايلياتى بودند . سرانجام از دسته و گروه سوم هم بايد نام برد كه براى آنان ملاحظات سلسله‌اى و يا اشرافى چندان اهميتى نداشت و بيشتر همبستگى مذهبى به تشيع و يا نهضتهاى تندرو برايشان مهم بود . كشمكش بر سر قدرت در بين اين گروههاى رقيب به مدت نيم قرن ادامه يافت . با اينكه يك يا چند تن از اين رقيبان در منطقه تحت نفوذ خود مىتوانستند براى مدتى كوتاه فضايى آرام و باثبات از نظر سياسى و اقتصادى برقرار سازند ، ولى هيچ‌كدام از آنان به موفقيت پايانى دست نمىيافتند و مسأله‌اى به نام وحدت مملكت برايشان وجود خارجى نداشت و البته همكارى و همبستگىاى نيز در اين زمينه ديده نمىشد . ايران در نتيجه اين دسته‌بنديها و اوضاع نابسامان صدمات و لطمات شديدى متحمل شد ولى با اين همه مردم بيشترين قربانى را زمانى دادند كه در آغاز دهه هشتاد قرن